مکانیزاسیون کشاورزی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی افزایش بهرهوری و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی، نقش بسیار مهمی در توسعه پایدار بخش کشاورزی ایفا میکند. با توجه به رشد جمعیت و محدودیت منابع طبیعی، استفاده از ماشینآلات و تجهیزات مدرن کشاورزی، نه تنها به کشاورزان امکان میدهد تا در زمان و هزینه صرفهجویی کنند، بلکه به آنها کمک میکند تا سطح تولید و کیفیت محصولات خود را به طور قابل توجهی افزایش دهند. بدون دسترسی به منابع مالی کافی، کشاورزان نمیتوانند از این ابزار استفاده کرده و بهرهوری تولید خود را افزایش دهند. اهمیت تأمین مالی کشاورزی فراتر از تأمین نیازهای مالی کشاورزان است. بهبود دسترسی جامعه کشاورزی به تأمین مالی برای ارتقای سطح مکانیزاسیون میتواند به کاهش مهاجرت و توسعه پایدار روستایی کمک کند. همچنین تأمین منابع مالی مورد نیاز تولیدکنندگان ماشینآلات کشاورزی نیز برای توسعه مکانیزاسیون این بخش ضروری است. بدون دسترسی به منابع مالی کافی، تولیدکنندگان ماشینآلات کشاورزی قادر نخواهند بود در زمینه تحقیق و توسعه، طراحی و تولید ماشینآلات مدرن و پیشرفته سرمایهگذاری کنند. این امر منجر به کاهش رقابتپذیری تولیدکنندگان داخلی، وابستگی به واردات ماشینآلات خارجی و در نهایت، افزایش هزینههای تولید برای کشاورزان خواهد شد. همچنین، تأمین مالی مناسب، به تولیدکنندگان امکان میدهد تا شبکههای خدمات پس از فروش خود را گسترش داده و از نمایندگان محلی برای آموزش کشاورزان استفاده کنند. در نتیجه، تأمین مالی در این بخش، نه تنها به توسعه بخش کشاورزی کمک میکند، بلکه به ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی جوامع روستایی نیز منجر خواهد شد.
اما تأمین مالی کشاورزی در ایران بهویژه در بخش مکانیزاسیون آن، با چالشهای جدی روبروست که مانع از توسعه مطلوب این بخش شده است. پیشبینیناپذیری قیمت محصولات کشاورزی و نوسانات مداوم نرخ ارز، سرمایهگذاری برای خرید و بهکارگیری ماشینآلات مکانیزاسیون کشاورزی را با مشکل مواجه کرده و ریسک سرمایهگذاری را افزایش میدهد. از سوی دیگر، بسیاری از کشاورزان، بهویژه کشاورزان کوچکمقیاس، به دلیل نداشتن توان تأمین وثیقه کافی، امکان دسترسی به تسهیلات بانکی را ندارند. نرخ بالای سود تسهیلات، پیچیدگی قوانین و مقررات بانکی و بروکراسی اداری نیز بر این مشکلات افزوده است. اینها تنها بخشی از مشکلات موجود در زمینه تأمین مالی است؛ لذا رفع مشکلات تأمین مالی مکانیزاسیون کشاورزی نیازمند رویکردی جامع از سوی دستگاههای مسئول، طراحی راهکارهای نوآورانه و همکاری همه ذینفعان است.
در سیاستنامه حاضر، به بررسی ابعاد مختلف تأمین مالی مکانیزاسیون کشاورزی و چالشهای آن پرداخته خواهد شد تا با شناخت بهتر این چالشها و نیز فرصتهای موجود در این حوزه، مجموعهای از پیشنهادهای کارشناسی و کاربردی برای تسهیل تأمین مالی مکانیزاسیون کشاورزی ارائه گردد.
تأمین مالی یکی از عناصر کلیدیِ زنجیره ارزش و اقتصاد بخش کشاورزی است. فرآیند تامین مالی شامل انتقال منابع مالی از عرضهکنندگان سرمایه (بانکها، مؤسسات مالی، یا سرمایهگذاران) به متقاضیان سرمایه (کشاورزان، تعاونیها یا شرکتهای خدمات کشاورزی و شرکتهای تولیدکننده ماشینهای کشاورزی) است. روشهای تأمین مالی بخش کشاورزی را میتوان براساس نوع تأمین سرمایه (رسمی و غیررسمی)، مدت زمان (کوتاهمدت و بلندمدت)، سطح فعالیت (خرد و کلان) و منبع تأمین منابع (دولتی و خصوصی) دستهبندی کرد.
تأمین مالی را از نظر نوع منابع میتوان به دو بخش رسمی و غیررسمی طبقهبندی کرد. تأمین مالی رسمی تحت قوانین و نظارت دولت عمل کرده و بیشتر منابع مالی کشاورزی و روستایی به روش رسمی و از طریق بانک کشاورزی، تعاونیها و بانکهای تجاری تأمین میشود. در مقابل، تأمین مالی غیررسمی شامل منابعی نظیر صندوقهای قرضالحسنه و منابع در اختیار فعالان محلی کسب و کار است که سهم کمتری از منابع مالی را تأمین میکنند. کمبود منابع رسمی از یک طرف و نرخ سود پایینتر در این بخش از سوی دیگر، منجر به تقاضای مازاد برای اینگونه تسهیلات شده و در نتیجه بخش زیادی از این تقاضاها بیپاسخ مانده است.
در بازار رسمی، وجود تشریفات اداری و مراحل متعدد دریافت تسهیلات باعث افزایش هزینههای جانبی میشود، اما کل هزینههای دریافت وام از این بازار در مقایسه با بازار غیررسمی بسیار کمتر است. مطالعات نشان دادهاند که نرخ سود و هزینههای وامدهی در بازار غیررسمی بهمراتب بیشتر از بازار رسمی است، اما دسترسی به آن برای افراد کمدرآمدتر و نیازمندتر آسانتر است.
در ایران، رایجترین و مهمترین روش تأمین مالی بخش کشاورزی اعطای تسهیلات است که عمدتاً توسط بانکهای تجاری، بانک کشاورزی، سازمانهای تعاونی روستایی، اتحادیهها و شرکتهای تعاونی تولید و دیگر تشکلهای تولیدکنندگان، صندوقهای حمایت از بخش کشاورزی، صندوقهای قرضالحسنه و شرکتهای تعاونی عشایری انجام میشود که در بین آنها، بانکها و صندوقها نقش اصلی را بر عهده دارند. سایر نهادها بیشتر در تسهیل و تضمین پرداخت وام فعالیت میکنند. با توجه به نیاز مبرم بخش کشاورزی به نوسازی و توسعه زیرساختها، انتظار میرود سهم تسهیلات بلندمدت افزایش یابد. اما چالشهای موجود، مانند مشکلات مربوط به تامین وثیقه و نرخ بالای کارمزد، ممکن است تمایل بانکها و کشاورزان را به سمت تسهیلات کوتاهمدت سوق دهد. این عدم توازن در تخصیص تسهیلات میتواند مانع توسعه پایدار بخش کشاورزی شود. این وضعیت به نوبه خود به تداوم عقبماندگی زیرساختی و مکانیزاسیون در بخش کشاورزی دامن میزند.
صندوقهای حمایتی مانند صندوق توسعه ملی و صندوقهای غیردولتی نقش کلیدی در تأمین مالی پروژههای بزرگ و متوسط کشاورزی دارند. این صندوقها منابع مالی لازم را از طریق تسهیلات با نرخ ترجیحی کم یا کمکهای مستقیم تأمین میکنند. برخی از این صندوقهای خصوصی مدل ویژهای جهت تسهیل خرید ماشینهای کشاورزی برای متقاضیان طراحی کردهاند. یکی از این مدلها که توسط «صندوق توسعه زراعت در دیمزارهای کشور» به اجرا درآمده در شکل 5 نشان داده شده است. بر اساس این مدل، ابتدا شیوهنامه اجرایی مشترکی توسط این صندوق و بانک رسالت تدوین شد که در آن، فرآیند اعتبارسنجی گروهی کشاورزان توسط صندوق توسعه زراعت انجام میگیرد. سپس، بانک قرضالحسنه رسالت وام مورد نیاز را به کشاورزان واجد شرایط اعطا میکند، اما پرداخت به صورت مستقیم به حساب کشاورز صورت نمیپذیرد. در این روش، کشاورز موظف است ۳۰ درصد از هزینه ماشینآلات را بهصورت پیشپرداخت تأمین کند و این مبلغ به همراه ۷۰ درصد باقیمانده از سوی بانک، به حساب مرکز ام-رسالت واریز میشود. در مرحله بعد، کل مبلغ مستقیماً به شرکت تولیدکننده ماشینآلات کشاورزی پرداخت میشود تا دستگاه مورد نظر را به کشاورز تحویل دهد. پس از تحویل ماشینآلات، بازپرداخت اقساط توسط کشاورز به بانک آغاز میگردد.
تأمین مالی کشاورزی به ویژه در زمینه مکانیزاسیون، بهرغم اهمیت بالایی که در توسعه اقتصادی و معیشتی جامعه کشاورزی دارد، با چالشها و محدودیتهای متعددی در ایران مواجه است. چالشهای شناسایی شده نشاندهنده نارساییهای ساختاری، ناکارآمدی سازوکارهای اجرایی و ضعف از نظر بلوغ محیطی در نظام تأمین مالی این بخش در کشور هستند. در ادامه، این چالشها که حاصل مطالعات کتابخانهای در دسترس از یک طرف و مصاحبههای عمیق انجامشده با خبرگان مطلع از سوی دیگر است، تبیین شدهاند. بهطور کلی، این چالشها در دو دسته اصلی شامل «چالشهای مالی» و «چالشهای نهادی و ساختاری» طبقهبندی شدهاند. در چارچوب چالشهای مالی، مسائل و موانع مربوط به دو گروه اصلی، یعنی عرضهکنندگان منابع مالی و تقاضاکنندگان این منابع، شناسایی شدهاند. همچنین در زیرمجموعه عرضهکنندگان منابع مالی، با توجه به تنوع نقشآفرینان، تفکیک بیشتری صورت گرفته و آنها به دو دسته نهادهای رسمی (مانند بانکها و مؤسسات اعتباری تحت نظارت) و نهادهای غیررسمی (نظیر صندوقهای محلی، اعتبارهای غیررسمی) تقسیم شدهاند. این طبقهبندی، امکان تحلیل دقیقتر و هدفمندتر چالشهای موجود در نظام تأمین مالی کشاورزی کشور را فراهم میسازد.
«اندیشکده صنعت ماشینسازی» در سال 1398 در پژوهشکده مطالعات فناوری تاسیس گردیده است و نهادی پژوهشی و تصمیمساز است که از طریق «مشارکت مستمر با صنعتگران و انجمنهای تخصصی فعال در این صنعت» به دنبال «ارتقای جایگاه صنعت ماشینسازی در سیاستگذاری کلان و برنامههای توسعه صنعتی کشور» است. مأموریت اصلی این اندیشکده، سیاستپژوهی و ایجاد بستر همفکری با جلب مشارکت فعالان این حوزه با هدف پیگیری ایجاد زیرساختهای قانونی، نهادی و سیاستگذاری برای توسعه این صنعت راهبردی است.
«اتاق فکر و اقدام صنعت ماشینسازی» یا به اختصار «افکام» مجموعه رویدادهایی برای ارتباط پژوهشکده با اصناف، سازمانها و فعالان صنعت ماشین سازی است که با هدف مشارکت مستمر با صنعتگران و انجمنهای تخصصی برگزار میشود.
درخواست شما با موفقیت ارسال شد.