گزارش خبر

نشست کارشناسی چالش‌های توسعه مکانیزاسیون کشاورزی در ایران

امتیاز 4.6 از 5

در این نشست که در تاریخ 5 آذر 1403 با حضور تعدادی از فعالان، صاحب‌نظران و خبرگان حوزه مکانیزاسیون کشاورزی برگزار گردید هر یک از اعضا به طرح دیدگاه‌ها و نظرات خود در زمینه معضلات، اولویت‌ها، شرایط موجود و گام‌های عملیاتی در زمینه بهبود روند توسعه کشاورزی مکانیزه در کشور پرداختند.

میهمانان حاضر در این نشست عبارت‌اند از:

  1. دکتر اسدی فرد (رئیس اندیشکده صنعت ماشین‌سازی و عضو هیئت‌علمی پژوهشکده مطالعات فناوری)
  2. دکتر خلج (معاون توسعه سرمایه‌گذاری و مدیریت نظام‌های بهره‌برداری از ماشین‌های مرکز توسعه مکانیزاسیون کشاورزی)
  3. دکتر رضوی نیا (نماینده شرکت گسترش توسعه گری پردیس و کارشناس حوزه دیم)
  4. دکتر نیک آرا (کارشناس مکانیزاسیون دفتر نظام‌های بهره‌برداری سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران)
  5. دکتر ناصری نژاد (رئیس گروه پشتیبانی امور مهندسی مرکز توسعه مکانیزاسیون و صنایع کشاورزی)
  6. مهندس مؤیدیان (کارشناس حوزه اقتصاد کشاورزی)

در این جلسه، میهمانان چالش‌ها و نقاط حائز اهمیت در روند اصلاح، توسعه و بهبود روند مکانیزاسیون در کشور را در 7 سرفصل کلی مطرح نمودند که در ادامه آمده است:

نبود سازوکار تعیین و تخصیص ماشین

  • سامانه و یا سازوکار قابل‌قبولی برای انتخاب مناسب ماشین‌ها و ادوات متناسب با متغیرهایی چون شرایط اقلیمی، نوع خاک، شیوه کشت و یا محصول مد نظر وجود ندارد. از همین رو امکان تخصیص دقیق ماشین به کشاورزان وجود ندارد و در شرایط ایده‌آل تنها مبتنی بر تجربیات کشاورز، فرایند خرید و یا به کارگیری ماشین، تجهیزات و ادوات اتفاق می‌افتد.

روند ناکارآمد توسعه فناوری

  • مسیر رشد و توسعه برای بنگاه‌های اصلی تولیدی کشور ترسیم نشده است. به نحوی که کمباین‌ها و تراکتورهای داخلی طی 30 سال اخیر از حیث فناوری و ارتقای محصول، تغییر محسوسی نداشته‌اند و در ادوات و تجهیزاتی مثل سم‌پاش‌ها نیز، با همان فناوری چند دهه قبل تولیدات انجام می‌شود. به عبارت دیگر به علت عدم ترسیم چشم انداز و افق های مشخص برای مکانیزاسیون کشاورزی، محورهای دارای اولویت برای توسعه فناوری مشخص نیستند و در دستورکار فعالین و بازیگران قرار ندارند.
  • توسعه ماشین‌های کشاورزی در کشور متناسب با محصولات دارای اولویت در زمینه کشاورزی توسعه نیافته‌اند. به عنوان نمونه از منظر میزان تولید سیب در جهان، ایران دارای رتبه پنج در جهان است اما از حیث مکانیزاسیون این محصول و ماشین‌های مورد نیاز آن دارای جایگاه نیستیم.

نبود رویکرد حمایت از شکل‌گیری بازیگران پیشرو و بزرگ

  • تولیدکنندگان خرد و واحدهای صنعتی کوچک و پراکنده که به واسطه رویکردهای اشتباه صدور مجوز ایجاد گردیده‌اند، ضمن اینکه خود از بنیه و توان کافی برای تحقیق و توسعه، ارتقای کمی و کیفی تولیدات و همچنین توسعه بازار برخوردار نیستند، به علت محدود کردن بازار شرکت های بزرگ از رشد بنگاه‌های تولیدی بزرگ نیز می‌کاهند و به عبارت دیگر روند شکل‌گیری بازیگران از سطح ملی به سطح محلی تقلیل می یابد.
  • در کشورهایی مثل ایالات‌متحده که به معضل تعدد کارگاه‌های تولیدی کوچک دچار بوده‌اند، با تمهیدات مشخصی در روند سیاست‌گذاری، در حال حاضر تعداد محدودی تولیدکننده بزرگ باقی مانده‌اند که هم توان رقابت در بازارهای جهانی را دارند و هم با محورهای توسعه همچون R&D آشنا هستند. در واقع دولت با عدم حمایت و تخصیص یارانه به واحدهای کوچک و پراکنده، با شناسایی واحدهای تولیدی دارای پتانسیل رشد، به تجمیع حمایت‌ها از این بنگاه‌ها پرداخت تا به مرور بازیگران محلی و کوچک در این مجموعه‌ها ادغام گردند. نهایتا می‌توان گفت که نگاه سیاست‌گذاری باید از حمایت از شکل‌گیری تولیدکننده کوچک و ریزنقش و محلی، به ارائه خدمات پراکنده و غیرمتمرکز و محلی تغییر یابد.

نبود نظام رتبه‌بندی

  • لازم است تا سیاست‌گذار در زنجیره ارزش مکانیزاسیون ورود کرده و به رتبه‌بندی فعالین بپردازد. در قدم بعدی با مشخص کردن بنگاه‌هایی که امتیاز قابل‌قبول کسب کرده‌اند ضمن تجمیع نیازها به سمت این بنگاه‌ها، حمایت‌های خود را نیز معطوف به این مجموعه‌ها نماید.

واقعی نبودن قیمت نهاده‌های تولید

  • به علت واقعی نبودن قیمت اقلامی مثل سوخت، کود و سم در ایران، انگیزه‌ای برای تولید و یا به کارگیری ماشین‌هایی که مصرف کمتری داشته و یا از هدررفت جلوگیری میکنند وجود ندارد. این امر در حالی است که اگر سم و کود به قیمت واقعی عرضه شوند، کشاورز برای جلوگیری از هدر رفتن این منابع، به استفاده از فناوری‌های جدید ترغیب می‌شود.

همکاری محدود شرکت ای کوچک و متوسط

  • در حال حاضر تولیدکنندگان بزرگ، انگیزه‌ای برای R&D ندارند. همچنین به علت عدم آشنایی با ادبیات شرکت‌های دانش‌بنیان توانایی تعامل با این شرکت‌های نوآور برای دستیابی به فناوری‌های جدید را ندارند. از همین رو لازم است تا نظام به هم رسانی شرکت‌های کوچک (دانش‌بنیان و فناور) و شرکت‌های بزرگ (دارای بازار و تولید مقیاس) ایجاد گردد.

عدم استفاده از ظرفیت شرکت‌های تعاونی و سازوکارهای نوین نظام بهره‌برداری از ماشین‌ها

  • در حال حاضر 3.8 میلیون هکتار توسط شرکت‌های تعاونی کشاورزی اداره می‌شوند و 1573 شرکت تعاونی تولید، 33 شرکت سهامی زراعی و 11 کشت و صنعت در سطح کشور بر این اراضی فعالیت می‌کنند. در صورت اجرایی و عملیاتی شدن «قانون و آیین‌نامه تعاونی نمودن تولید و یکپارچه شدن اراضی» مصوب سال 1400، این شرکت‌ها می‌توانند رویکرد نوینی از بهره‌برداری از ماشین‌ها و فرایندهای مکانیزاسیون عملیاتی نمایند و از فرایند فعلی تخصیص ماشین و ادوات به هر کشاورز بکاهند.
  • همچنین این تعاونی‌ها می‌توانند ضمن ثبت داده‌ها و اطلاعات، به صورت دوره‌ای آمار و اطلاعات مورد نیاز برای سیاست‌گذاری را در اختیار نهادهای سیاست‌گذار و حکمران قرار دهند. همچنین با دارا بودن بسترهای لازم، امکان ایجاد زیرساخت‌هایی چون انبار، سردخانه، خرید ماشین‌های مورد نیز فراهم خواهد بود و این شرکت‌ها ظرفیت تربیت و به کارگیری نیروی انسانی ماهر را دارا هستند.

«اندیشکده صنعت ماشین‌سازی» در سال 1398 در پژوهشکده مطالعات فناوری تاسیس گردیده است و نهادی پژوهشی و تصمیم‌ساز است که از طریق «مشارکت مستمر با صنعتگران و انجمن‌های تخصصی فعال در این صنعت» به دنبال «ارتقای جایگاه صنعت ماشین‌سازی در سیاست‌گذاری کلان و برنامه‌های توسعه صنعتی کشور» است. مأموریت اصلی این اندیشکده، سیاست‌پژوهی و ایجاد بستر همفکری با جلب مشارکت فعالان این حوزه با هدف پیگیری ایجاد زیرساخت‌های قانونی، نهادی و سیاست‌گذاری برای توسعه این صنعت راهبردی است.

اتاق فکر و اقدام صنعت ماشین‌سازی

«اتاق فکر و اقدام صنعت ماشین‌سازی» یا به اختصار «افکام» مجموعه رویدادهایی برای ارتباط پژوهشکده با اصناف، سازمان‌ها و فعالان صنعت ماشین سازی است که با هدف مشارکت مستمر با صنعتگران و انجمن‌های تخصصی برگزار می‌شود.